چیزی که از اولین لحظههام توی این جا تجربه کردم. چیزی که هنوزم کمل بهش عادت نکردم و راستش اصا هم دلم نمیخواد بهش عادت کنم چون اونوقت خودم هم دچارش میشم، بی احساسی توی صورتِ آدمای اینجاست. خب منظورم چیه؟ منظورم اینه ک
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
احتمالا پنجشنبه این هفته شب ولنتاین یعنی 13 فوریه 2020 رو قراره هیچ وقت فراموش نکنم. سرشار هیجان شدم.
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
آدم باید وقت برای غصه خوردن داشته باشه. تو وقت نداری، کلی کار داری. خیلی چیزا رو از دست دادی. خیلی چیزا رو نتونستی بکنی. اما کی گفته که حالا نمیتونم سال دیگه بکنم؟ خب چون سال دیگه ممکنه نشه
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
با دو تا کامنت غریبی که روی پست قبلیم دریافت کردم، احساس یکی از اینفلوئنسرای اینستاگرام رو دارم که مردم میرن توی دایرکتش یا توی کامنتاش براش فحش مینویسن :)) واقعا جالب بود! یک لحظه این حس بهت دست میده که یکی جلوت داره عربده میزنه و فحش میده. قلبت تند میزنه! بعد به خودت میای و میتونی تحلیلش کنی!
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
حرکت آهستۀ خالی شدن بادکنک توصیف مناسبی برای مسیریه که روحم از دوشنبۀ هفتۀ پیش طی کرده. روی ابرها قدم میزدم کمی پیش و حالا حس میکنم گم شدم توی یه سطح وسیع بی سر و ته که توش امیدی برای جلو رفتن امیدی برای بالا رفتن امیدی برای تغییر نیست.
روی ابرها خیلی قشنگ بود. لذت خالص. تجرب
برچسب:
نویسنده: متین صادقی