خرید بک لینک

چیزی که از اولین لحظههام توی این جا تجربه کردم. چیزی که هنوزم کمل بهش عادت نکردم و راستش اصا هم دلم نمیخواد بهش عادت کنم چون اونوقت خودم هم دچارش میشم، بی احساسی توی صورتِ آدمای اینجاست. خب منظورم چیه؟ منظورم اینه ک

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

احتمالا پنجشنبه این هفته شب ولنتاین یعنی 13 فوریه 2020 رو قراره هیچ وقت فراموش نکنم. سرشار هیجان شدم.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

آدم باید وقت برای غصه خوردن داشته باشه. تو وقت نداری، کلی کار داری. خیلی چیزا رو از دست دادی. خیلی چیزا رو نتونستی بکنی. اما کی گفته که حالا نمیتونم سال دیگه بکنم؟ خب چون سال دیگه ممکنه نشه

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

خب من امروز صبحم رو به بدترین نحو شروع کردم. ناراحت و گه ترین حال چشمای منو باز کرد. اما باید بگم اولش وقتی رفتم توی آفیس و دکتر ویت زیبا و مهربون مثل همیشه با ساپورتیو ترین حالت ازکارم حمایت کرد، یا

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

این روزا رو دوست دارم و باید اینو ثبت کنم. از درس خوندن هام از کار کردنم از لحظه لحظه ای که اینجا میگذرونم راضی و خوشحالم. دارم قدر میدونم. بعد از مدت ها دارم لذت میبرم. یعنی.. نمیدونم چرا. حالم خوبه

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

امروز همون روزه که چهل و هفتمین رو نوشتم. من این روزا حالم خیلی خوبه. در حالی که حال کشورم حال دوستام حال خونوادم اونقدر خوب نیست، حال من خوبه. نمیدونم چمه. نمیدونم باید احساس گناه بکنم یا نه. نمیدونم

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

با دو تا کامنت غریبی که روی پست قبلیم دریافت کردم، احساس یکی از اینفلوئنسرای اینستاگرام رو دارم که مردم میرن توی دایرکتش یا توی کامنتاش براش فحش مینویسن :)) واقعا جالب بود! یک لحظه این حس بهت دست میده که یکی جلوت داره عربده میزنه و فحش میده. قلبت تند میزنه! بعد به خودت میای و میتونی تحلیلش کنی!

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

با یک حالت آرومی. با یک حالت امیدوارانه و پر انگیزه ای، وقتی بهش گفتم دلم میخواست از این ماشینای اسپرسو ساز داشتم گفت : ارشدمون که تموم شد پولدار میشیم و میتونیم از اونا بخریم. when we graduate and we

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

حرکت آهستۀ خالی شدن بادکنک توصیف مناسبی برای مسیریه که روحم از دوشنبۀ هفتۀ پیش طی کرده. روی ابرها قدم میزدم کمی پیش و حالا حس میکنم گم شدم توی یه سطح وسیع بی سر و ته که توش امیدی برای جلو رفتن امیدی برای بالا رفتن امیدی برای تغییر نیست.

روی ابرها خیلی قشنگ بود. لذت خالص. تجرب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

صفحه بندی